محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)

418

دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)

موقعى كه غريزه ، هوش ، ايمان و عقل و از طرفى وظيفه و مصلحت خويش را مىنگرم ، مىبينم تمام اين‌ها به سوى يك نقطه ، توجّه دارند ، و موقعى كه همان فرياد و همان ندا و همان فرمان را از تمام اعضا و جوارحم مىشنوم ، آيا اين حق را دارم كه از خودم با افتخار بپرسم كه من پاسخ نمىدهم ، مگر به يك صدا و من حركت نمىكنم ، مگر با انگيزهء تنها وظيفه‌ام و عوامل ديگر هيچ نقش اساسى يا ثانوى هم در مورد من ندارند ؟ چگونه اين را تحقّق بخشم ؟ . . . آيا فيلسوف مشهور « كانت » نيز به‌رغم طبيعت مكتب سخت‌گيرانه‌اش ، اعتراف ندارد كه شخص انسان حقّ دفاع از خود را دارد ، به اعتبار اين‌كه آن حق غير قابل زوال است ، نه به وسيلهء ديگرى و نه به وسيلهء خود شخص ؟ . . . بنابراين ؛ در صورتى كه موضوعى براى اراده مشخّص شد و به مجرّد اين‌كه شكل موضوع پاكيزه بود ، دشوار خواهد بود كه آن شكل را از آن موضوع جدا كنيم و يا اين‌كه آن موضوع را از ديدگاه عقل پنهان نماييم . و آيا در توان ارادهء اين قدرت جادويى هست كه بتواند با يك ضربت خاطرات ما را از بين ببرد ، و آيا اين توان را دارد كه با يك دميدن روشنايىهاى عقل و خرد ما را يك جا خاموش كند ؟ . البتّه ما اين وظيفه را داريم كه توجّهمان را به پوشش و پوسته متمركز كنيم ، زيرا وقتى كه بر ما ثابت شد كه داخل آن پوشش گران‌بهاست و ناگزير به وزن آن مىافزايد و ارزش آن را بالا مىبرد ، و در نهايت پوسته را خواهد شكافت و با ادراك و احساس ما تماس خواهد داشت . و در آن حال ، هرگز ما نمىتوانيم از رشد اين عنصر جديد در وجودمان جلوگيرى كنيم ، نمىگويم : به سراغ هدف ديگرى برويم و يا در خدمت آقا بالاسر ديگرى باشيم كه اين‌ها روگرداندن از وظيفه است ، بلكه آن وضع ، براى ما يك مكمّل نيرو و شجاعتى - در حركت پشتيبانى شده به سمت هدف - ايجاد مىكند ، و در آن صورت نه تنها هرگز وظيفه محترم شمرده نمىشود ، بلكه هواى نفسمان است كه با خونمان آميخته مىگردد . آيا پاكى و طهارت كامل در زمينهء وظايف اصلى ما پشت‌پا زدن به ضعف انسانىمان را نمىطلبد ؟ پاسكال « 1 » به اين فريب‌كارى عيب گرفته و به شدّت با آن مخالفت كرده است .

--> ( 1 ) - پاسكال ، رياضىدان ، فيزيك‌دان ، فيلسوف و نويسندهء فرانسوى ( 1623 - 1662 م . ) از آغاز نوجوانى به فراگيرى علوم همّت -